العلامة المجلسي
549
حياة القلوب ( فارسي )
رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ « 1 » يعنى : « قصد كرد زليخا به يوسف وقصد كرد يوسف به زليخا اگر نه اين بود كه ديد برهان پروردگارش را » . وبعضي از عامه در تفسير اين آية نقلهاى ركيك كردهاند كه يوسف نيز به زليخا درآويخت وخواست كه متوجه آن عمل شود ، ناگاه صورت يعقوب را ديد در كنار خانه كه انگشت خود را به دندان مىگزيد پس متنبّه شد وترك آن اراده كرد ، وبعضي گفتهاند كه : چون زليخا جامه را بر روى بت انداخت أو متنبّه شد وترك كرد ، وديگر وجوه باطله گفتهاند « 2 » . جواب آن است كه : آية را دو حمل صحيح هست كه در أحاديث معتبره وارده شده است : أول آنكه مراد آن است كه : اگر نه اين بود كه أو پيغمبر بود وبرهان پروردگار را كه جبرئيل باشد ديده بود ، هرآينه أو نيز قصد مىكرد ، امّا چون پيغمبر بود وبه عصمت الهى معصوم بود لهذا أو قصد نكرد . دوم آنكه مراد آن است كه : قصد كرد كه زليخا را بكشد چون قصد عرض أو به حرام مىكرد ، وجائز است دفع از عرض هر چند منجر به قتل شود ، يا آنكه ممكن است كه در آن امّت جائز بوده باشد كشتن كسى كه كسى را جبر كند به گناه ، وحق تعالى أو را نهى فرمود از كشتن أو براي مصلحتى چند كه در وجود أو بود براي آنكه يوسف را به عوض نكشند . چنانچه به سند معتبر منقول است كه مأمون از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيد از تفسير اين آية ، فرمود : يعنى اگر نه اين بود كه برهان پروردگارش را ديده بود ، أو هم قصد مىكرد چنانچه زليخا قصد كرد ، وليكن معصوم بود ومعصوم قصد گناه نمىكند ، وبتحقيق كه خبر داد مرا پدرم از پدرش حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : يعنى قصد كرد زليخا كه بكند وقصد كرد يوسف كه نكند « 3 » . ودر حديث معتبر ديگر منقول است كه : علي بن الجهم از آن حضرت پرسيد از تفسير اين آية ، فرمود : يعنى زليخا قصد كرد معصيت را ويوسف قصد كرد كه أو را بكشد از بس
--> ( 1 ) . سورهء يوسف : 24 . ( 2 ) . تفسير بيضاوى 2 / 301 ؛ تفسير قرطبى 9 / 169 ؛ تفسير طبري 7 / 183 . ( 3 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 201 ؛ احتجاج 2 / 432 .